أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
263
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
درانداختند . و از آنجا علم توجّه به جانب طارم « 1 » كه پيوسته اعمال ولايت گيلان است برافراخت . داعيهء ضمير كشورگير آنكه آن موضع را قشلاق سازند و غازيان در اوقات زمستان رحل اقامت آنجا اندازند ، امّا چون عرصهء طارم از خيام لشكر انجم انتظام عكس فلك چهارم شد به عرض رسيد كه امير حسام الدّين والى قديم رشت و فومن « 2 » چنان راه مخالفت در دماغ راه داده و از عرصهء انقياد و مطاوعت به يك سوى افتاده . مسكنش موضعى است [ 335 ] حصين و مكانى است از عين متانت به غايت متين ، بعضى از اطراف آن مواضع جبال دور از انديشهء احتلال و وهم خلل و بعضى از تخلخل زمين پر وحل و از كثرت اشجار سرتاسر جنگل ، مرغ را فراز قلهء كوهش محال گذر نيست و مار را از بسيارى خار جنگلش در آن محل ممرّ و معبر نى . راهش به مثابهاى پرخطر كه چون عقل دانشور اندكى از جادهاش به در رود ، نداى « يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ » « 3 » بر زبان راند . و هوايش چنان آتشگستر كه ساكنش در وقت شتاى برودتپرور صادقهء « ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ » « 4 » را حسب الحال خود داند . با وجود آنكه كيفيّت اوصاف اين عرصهء دوزخ اتّصاف بر ضمير منير حضرت اعلى با داد و انصاف ظاهر بود عنان عزم سبك گردانيده ، لشكر را به تسخير گيلان و آن حدود فرمود . غازيان به اقدام اهتمام چنان ساحت تنگ مساحت آن جنگل را مىستردند و راه را به آسانى مىسپردند كه گويا دست قدرت « اذا اراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه » « 5 » سالها پيش از اين راه آن سرزمين را از خار دامن آزار پاك ساخته بود و يد بيضاى قضا به دهرهء عظيمبهره « يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ » « 6 » گياه تفرقه را از آن معبر برانداخته . امير حسام الدّين چون دانست كه نخل مرادش را با صرصر توجّه اين فرقه با دين و داد قوّت اقامت نيست و از مخالفت رأى كشورگشاى شاهى در دين و دنيا ثمره
--> ( 1 ) . طارم : در مرآت البلدان ، ج 1 ، ص 533 درباره طارم آمده است كه ، طارم اسم دو بلوك است يكى موسوم به طارم عليا و ديگرى از بلوكات خمسه است و آن را طارم سفلى گويند . حدودش متّصل به ولايت قزوين و گيلان و خمسه است . ( 2 ) . فومن : در جنوب باخترى شهر رشت در استان گيلان واقع است . ( 3 ) . قيامة ( 75 ) آيهء 10 . « در آن روز ، راه گريز كجاست ؟ » ( 4 ) . قمر ( 54 ) آيهء 48 . « بچشيد عذاب سقر را » . ( 5 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 89 . « چون خداى انجام كارى را خواهد افزار كار آن فراهم سازد » . ( 6 ) . رعد ( 13 ) آيهء 39 . « خدا هرچه را بخواهد محو يا اثبات مىكند » .